پنجشنبه را باید چای دم کرد
تلفن را کشید
پرده را بست
خاموش و کم نور و مست
پنجشنبه را باید رو به روی هم نشست
باید از تو نوشت
باید آرام گونهات را بوسید ..
برچسب:
نویسنده: کاوه ابراهیمی

برچسب:
نویسنده: کاوه ابراهیمی

برچسب:
نویسنده: کاوه ابراهیمی
دل را شكست و مرتبه آخرش نبود
ديگر نشانه اي ز دل شاعرش نبود
گفتم چقدر مي گذرد كه نديدمت
مكث و سكوت و بي خبري ... ، خاطرش نبود
برچسب:
نویسنده: کاوه ابراهیمی